سهراب!
By myminimals
ج.ن.ده بود
و از اهالی امروز بود
و با همه کله گنده های شهر خوابیده بود…
This entry was posted on می 7, 2008 at 7:48 ب.ظ and is filed under مینیمال. You can follow any responses to this entry through the RSS 2.0 feed.
You can leave a response, or trackback from your own site.
می 8, 2008 در t 8:29 ق.ظ |
سهراب رو می گی ؟؟! … نه ؟ اصلا بهش نمی اومد..!
می 8, 2008 در t 8:56 ق.ظ |
چرا اتفاقـاً. خیلی هم به اش میاومد.
می 8, 2008 در t 9:31 ق.ظ |
فصل سانسور شده ی هشت کتاب به روایت ایمان !
می 8, 2008 در t 10:15 ق.ظ |
همهی ما امروزی هستیم.
می 8, 2008 در t 7:06 ب.ظ |
به هر حال یک در دنیا و صد در آخرت نصیبش بشه
می 8, 2008 در t 7:30 ب.ظ |
, , , و بوي تمام مردانگي هاي شهر را
با خود داشت
می 10, 2008 در t 2:10 ب.ظ |
زنده باد هر چي كه بود!!
من وبلاگم عوض شد. قبلي به فـ.اك رفت!
می 10, 2008 در t 7:13 ب.ظ |
che sohrab Roshan Fekr bode
می 10, 2008 در t 9:02 ب.ظ |
مطمئني نماز جماعت برگذار نكرده بود؟!
می 10, 2008 در t 10:22 ب.ظ |
حالا کوتاه بیا … همه فهمیدن … یه چز دیگه در مورد یه چیز دیگه بنویس .. ثواب داره
می 11, 2008 در t 2:56 ب.ظ |
ج ن د گی رســــــــــــــــــــــــــــم خوشایندی است…..
می 12, 2008 در t 7:44 ق.ظ |
و لحن بی ادبی ایمان را چه خوب می فهمید
می 12, 2008 در t 11:25 ق.ظ |
چه جلب!
می 12, 2008 در t 3:03 ب.ظ |
سهرابو ميگي ؟؟