آرتیستیک!
By myminimals
کاش زندگیمون رو حالت “Slow Motion”بود.
اونوقت کارا و رفتارامون هنری تر میشد.
This entry was posted on جولای 20, 2008 at 8:30 ب.ظ and is filed under جلوه های ویژه. You can follow any responses to this entry through the RSS 2.0 feed.
You can leave a response, or trackback from your own site.
جولای 20, 2008 در t 8:54 ب.ظ |
مدت عشق بازی ها هم دو چندان میشد!
جولای 20, 2008 در t 10:01 ب.ظ |
تازه بیشتر هم برای فکر کردن وقت داشتیم / درباره wc
جولای 21, 2008 در t 12:37 ق.ظ |
فكر نكنم همينجوريش يه 60-70 سالي عقبيم
اينجوري ميشه 120 سال شايدم بيشتر!
جولای 21, 2008 در t 4:45 ق.ظ |
البته اگه خوشگل و خوش هیکل و خوش.. همه چی باشی ، مثل هنرپیشه ها ..!
جولای 21, 2008 در t 6:59 ق.ظ |
البته بعضی وقتها اینجوری خوب بود، اما لحظات انتظار رو چیکار می کردیم!؟
جولای 21, 2008 در t 9:17 ق.ظ |
نظرت راجع به stop چیه؟!
جولای 21, 2008 در t 9:19 ق.ظ |
نه دوست نداشتم
جولای 21, 2008 در t 10:51 ق.ظ |
ولی حال نمیداد اون وقت! اینجوری بیشتر کیف میده! :دی
جولای 21, 2008 در t 12:12 ب.ظ |
هنری شدن هم هنرپیشه خود را میهواهد…ما که نیستیم
جولای 21, 2008 در t 12:49 ب.ظ |
زندگی کابوسی است شیرین باور نداری؟
جولای 21, 2008 در t 8:44 ب.ظ |
واي تصور كن تو رختخواب! چه رمانتيك…
جولای 21, 2008 در t 10:52 ب.ظ |
هنري تر مي شديم
اما
حوصله مان سر مي رفت
جولای 22, 2008 در t 8:03 ق.ظ |
بیشتر حال میداد اگه میتونستی بزنی جلو و آخرشو ببینی و تمومش کنی…
جولای 22, 2008 در t 11:22 ق.ظ |
kنه این خبرام که میگی نیست…هموم گهی که بود هست