وبلاگ نویسی متفاوت!

By myminimals

یکی از مواقعی که تو میتونی به عنوان یه وبلاگ نویس

خودتو واسه خوانندت متفاوت نشون بدی،زمانیه که همه

وبلاگ ها و سایتها کلید کردن رو یه موضوع(مثلا مردن خسرو شکیبائی)

وشما با نوشتن یه پست میگی که به تخمتم نیس چه اتفاقی افتاده.

16 نظر to “وبلاگ نویسی متفاوت!”

  1. Mohammadreza می گوید:

    متفاوت بودن البته درد مخصوص به خودش رو هم داره، ملتفتی که! :دی

  2. رضا واحدی می گوید:

    دقیقا مثل 1 پوریا :دی

  3. احد می گوید:

    مثل من…

  4. egez می گوید:

    آره اين روزها همش اينجوري شده وبلاگ ها

    مي خواستم نظرتون رو در مورد تبادل لينك بدونم؟

  5. ژوليان می گوید:

    بدم مياد تا يكي ميميره يادش بيفتم! واسه همين خودمو زدم به بيخيالي! چون تا بود سالي به 12 ماه يادش نمي افتادم فكر كردم حالام كه نيست يادش نيفتم!!

  6. زبلخان می گوید:

    پوری، با تو کار داره

  7. Pooria می گوید:

    مرسی که اینقدر قشنگ ریدی به من

    پوری جون من چاکر شمام هستم

  8. سروش می گوید:

    من معمولا وقتی یه موضوعی رو بورس میافته احساس یک پوریا رو البته شدیدتر پیدا می کنم ولی سعی می کنم اصلا راجع به اون موضوع ننویسم

  9. سالومه شایگان می گوید:

    بعد یه سری دیگه هم با شماتت اونا یی که می خوان متفاوت باشن، سعی می کنن متفاوت تر باشن !

  10. Dokhtarbaaz می گوید:

    sabze sabz baaghi xaahad maand taa abad :)

  11. tookaa می گوید:

    موافقم .. تو هم متفاوتی

  12. ناردونه می گوید:

    این پست تو رو به همراه کامنت سالومه میخوام بخورم

  13. آرمان : اول مهر می گوید:

    [...] +به یاد این مینیمال [...]

  14. سرای اهل قلم می گوید:

    در هشتمین جلسه داستانخوانی سرای اهل قلم، سه داستان کوتاه کوتاه نوشته محمدرضا موذن زاده با حضور نویسنده و حبیب احمدزاده و سارا عرفانی و منتقد مهمان، نقد و بررسی خواهد شد

    زمان: دوشنبه 23 دی ماه ساعت پانزده و سی دقیقه

    مکان: سرای اهل قلم

    فلسطین جنوبی. کوچه خواجه نصیر. پلاک 10

    تلفن: 66966156

    اتوماتیک

    ساعت هفت و پنجاه و نه دقیقه صبح و او هنوز خواب بود. وقتی پنج و نه جای خود را به دو صفر انگلیسی دادند، تلفن همراه اش از روی تقویم، با خواندن تعدادی صفر و یک فهمید که امروز تولد نفر هشتاد و نهم در لیست Contact ها است.

    به صورت اتوماتیک از همان لیست، نام او را Load کرد و صفر و یک هایش را در ابتدای صفر و یک های کد شده ی جمله ی « جان، تولدت را از عمق وجودم تبریک می گویم. دوست دار تو» اضافه کرد.

    یک پیام اتوماتیک فرستاد. و بعد، آن را از sendbox پاک کرد.

    ***

    ساعت هشت و سه دقیقه صبح و او هنوز خواب بود. تلفن همراه اش طوری تنظیم شده بود تا پیام شماره نوزده ذخیره شده در حافظه را Load کند و در جواب تمام پیام هایی که شامل حداقل یکی از کلمات تولد، ولادت، میلاد و Birthday هستند بفرستد.
    « soheilجان، واقعا ذوق زده شدم که تولدم یادت بود. مرسی»
    پیام فرستاده شد و به صورت اتوماتیک پاک شد.

  15. یک آرمان » بایگانی وبلاگ » اول مهر می گوید:

    [...] + به یاد این مینیمال [...]

  16. مونا می گوید:

    بعدش خوانندت برگرده بهت بگه به درک !
    ما متفاوت بودنمون هم عادی شده!

يك پاسخ برايش بگذاريد