ما ملتِ گمشده ایم.
گمشده در میان هیاهوی سریال های کره ای و لاست،سقوط هواپیماهای روسی و
حسرت ایر باس وبوئینگ، بنجلهای چینی و مجددا کره ای. گمشده در هیاهوی VOA
،BBC،و شبکه خبر! ما گمشده ایم میان حسین وکوروش.میان محرم و جشن های
2500ساله. سرگردان، گاهی متوسل به رنگ “سبز” ،گاهی از آن گریزان.
ملتی گمشده که هنوز نمی داند از کدام مسیر می تواند به آنچه سالهاست
آرزویش را دارد، برسد.گمشده میان احساسات میهن پرستانه وعقاید مذهبی ای
که هنوز خودش هم نمی داند چرا آنها را قبول دارد.ما گمشده درمیان نظریات
اپوزیسیون سلطنت طلب و سیاسیون وطنی ِبه ناچارترک وطن کرده ایم.
ما گمشده در میان نفت و انرژی هسته ای هستیم و هنوز نفهمیده ایم
که اگر نفت داریم چرا انرژی هسته ای حق مسلم ماست.
ما گمشده در میان ایران خودرو،سایپا و بنز و بی،ام،و هستیم.ما گمشده میان
اوباما و پوتین هستیم وهنوز درک نکرده ایم که تا خود را پیدا نکنیم اوباما با پوتین
هیچ فرقی ندارد.فقط شعار مرگ بر آمریکا رابا شعار مرگ بر چین روسیه عوض
کردیم،اما خودمان عوض نشدیم.
ما همان هائی هستیم که 30 سال پیش هم بودیم فقط کمی مدرن تر.
اگر دیروز شب نامه بود و نوار،امروز فیس بوک است و موبایل.اما ما همان هائیم.
می ترسم که این دور باطل تا ابد ادامه پیدا کند و ما به جای پیدا کردن سر چشمه،
بیهوده دنبال سراب برویم.
ما ملتِ گمشده ایم.گمشده در میان اینهمه حرف های تکراری و بیهوده.
جولای 28, 2009 در t 7:00 ق.ظ |
اصولا جامعه ما توانایی بازسازی، بازپروری، و کلا self improvement نداره.
جولای 28, 2009 در t 7:47 ق.ظ |
با کالابرس موافقم!
جولای 28, 2009 در t 10:20 ق.ظ |
va in tekrare tekrar ast
جولای 28, 2009 در t 9:17 ب.ظ |
رنگ و لعابمان هی مدرنتر می شود وگرنه همانیم و همانیم و همان خواهیم بود
جولای 28, 2009 در t 10:39 ب.ظ |
نه حالا به این شدت
جولای 31, 2009 در t 7:33 ق.ظ |
سلام..مقصود شما را چندی پیش همراهی با دوستی دریافتم…اونجا بحث به این کشیده شد که در ایران همیشه تاریخ در حال تکرار خودش هست..اتفاقات همان اتفاقات…ادمها همان ادمها…رویه ها همان..و فقط صورت ها عوض می شود..میرحسین بعد از بیست سال دوباره به تاریخ پیوست…حوادث کوی دانشگاه دوباره تکرار شد…اوضاع به طوری پیش می رود که انگار دوران مشروطه هست و..هزاران هزار دلیل دیگر که اثبات می کند جامعه ما در حلقه ی گیر کرده و همین طور با سرعت ادامه می دهد….
جولای 31, 2009 در t 5:27 ب.ظ |
ma hamin mimanim ta yek nasl bogzarad va zamam daste nasle javane nesbatan bidare emrozbioftad vagarna az valedeineman va pedar bozorg madar bozorghaman hich bokhari boland nakhad shod,az man beshnavid ino
آگوست 1, 2009 در t 5:32 ب.ظ |
واقَن .
آگوست 2, 2009 در t 9:01 ق.ظ |
سلام. خوشحال ميشم نظرتون رو درباره نوشته هام بدونم
آگوست 7, 2009 در t 7:34 ق.ظ |
زیبا بود همین.
(دوست ندارم لذت خوندن این متن زیبارو با یه نظر از بین ببرم.)
آگوست 19, 2009 در t 6:26 ب.ظ |
قرارمان مینیمال بودها… خودتان این بالا نوشته اید…
آگوست 20, 2009 در t 12:47 ب.ظ |
خیلی خوب گفتی
این دور باطل انقدر تکرار شده که انگار جزیی از بودنمونه
سپتامبر 3, 2009 در t 12:16 ق.ظ |
اینا رو خودت نوشتی با این مغز لیمیتت !!
ولی برای پیشرفت باید گول ایدهای ارمانی رو نخورد !
فقط احمقها یهو تغییر میکنن و اوون تغییر نیست دیونگی هستش !
خودت تغییر کن جامعه رو چیکارداری خودش تغییر میکنه