یه شعر

«هر که در این بزم مقرب تر است،جام بلا بیشترش میدهند»

  

یعنی اینکه که آقا،ما یه خدای سادیستی داریم که از اذیت کردن مخلوقاتی که

بیشتر از همه دوستشون داره،لذت می بره!!!!

 

پ.ن :: ای تف به این خدا واقعا

Advertisements

13 پاسخ to “یه شعر”

  1. سوگند می خورم Says:

    ببخشیدااا ، شما چرا کفر می گید؟؟؟!!!!
    با اینکه وب لاگ یه جایی هست که هر چی دلت خواست می تونی بگی و البته من اصلا مذهبی نیستم ولی از این که یه نفر بخواد این جوری صحبت کنه اصلا نمی تونم ساکت باشم!
    در ضمن حتما یه کاری کردین که خدا عذابی داده!
    واسه چی خدا بخواد بنده هاشو اذیت کنه؟؟!!! اصلا دلیلی نداره!
    اصلا به خدا اعتقادی هم داری؟!

  2. soboone Says:

    سلام به وبلاگ من هم سر بزن ممنون

  3. آرش Says:

    نه خوشگل پسر ، یعنی ما یه خدای باحالی داریم که هر کی رو بیشتر دوست داره ، بیشتربهش اجازه میده تا خودشو نشون بده و بگه چند مرده حلاجه ؛ همه بلدن چطوری بگن و بخندن و بی مشکل زندگی کنن ؛ تو سختیا عیار هر کسی معلوم میشه ، یادت باشه یکی از راههای تشخیص طلای خالص ، سابیدنش به خاکه ، اگه سطحش رو گه گرفت و کدر شد ، خوب دیگه زبونش نمیتونه دراز باشه و بگه من طلام و من ارزش بیشتر از اینا دارم و باید از من یه انگشتر خوش تراش بسازین و من الم و من بلم ، ولی اگر سالم موند و درخشنده ؛ اونوقت یعنی واقعا طلاست
    مینیمال نویسی خوبه ، ولی بهتره قبل از اینکه حرف بزنی یه کمی فکرکنی 😉

  4. آرش Says:

    نه خوشگل پسر ، یعنی ما یه خدای باحالی داریم که هر کی رو بیشتر دوست داره ، بیشتربهش اجازه میده تا خودشو نشون بده و بگه چند مرده حلاجه ؛ همه بلدن چطوری بگن و بخندن و بی مشکل زندگی کنن ؛ تو سختیا عیار هر کسی معلوم میشه ، یادت باشه یکی از راههای تشخیص طلای خالص ، سابیدنش به خاکه ، اگه سطحش رو گه گرفت و کدر شد ، خوب دیگه زبونش نمیتونه دراز باشه و بگه من طلام و من ارزش بیشتر از اینا دارم و باید از من یه انگشتر خوش تراش بسازین و من الم و من بلم ، ولی اگر سالم موند و درخشنده ؛ اونوقت یعنی واقعا طلاست
    مینیمال نویسی خوبه ، ولی بهتره قبل از اینکه حرف بزنی یه کمی فکرکنی 😉

  5. neptune Says:

    arE?

  6. آرش Says:

    » همه بلدن بگن ، بخندن و بی مشکل زندگی کنن » تو واقعا نمی فهمی منظور من چیه ؟ نمیدونم چقدر واضح تر از این باید بگم که بفهمی ، اگر ایرادی هم میخوای به نوشته ای وارد کنی ، یه ایرادی بگیر که قابل بحث کردن باشه و فکر نکن با پرسیدن یه سوال معمولی و بعد گذشتن ششصد تا علامت تعجب بعدش ، اون سوال رو میتونی مهم جلوه بدی ، سعی کن علامت تعجبها رو تو نذاری و محتوای مطلبت جوری باشه که ذهن آدم رو به چالش بکشه و انسان رو ناآخوداگاه وادار به تعجب کنه ، نه که تو با التماس ازش بخوای که تعجب کنه ، درسته که خیلی خیلی سادست ولی خوب ساده تر هم میگم ، مثلا همه بلدن با 10 میلیون تومن تو ماه زندگی کنن ولی همه بلد نیستن با 200 هزار تومن زندگی کنن ( البته منظورم نیست که نباید برای بهتر شدن تلاش کرد ، ولی همیشه اول باید شرایط رو شناخت و با توجه به وضعیت فعلی برای بهتر شدن تلاش کرد ) همه بلدن چطوری خرج کنن ولی تعداد کمی بلدن چطوری پس انداز کنن ، همه بلدن شاد باشن ولی تعداد کمی بلدن چطوری باید غمگین باشن و این غصه رو جوری مدیریت کنن که نابود نشن ، همه بلدن تو یه جاده صاف و بدون دست انداز و موانع رانندگی کنن و به مقصد برسن ولی فقط تعداد کمی تدبیر این رو دارن که چطور باید تو سنگلاخ جلو رفت و موانع رو با کمترین ضرر و آسیب به خود از پیش رو برداشت ، فکر میکنم دیگه خیلی بیشتر از حدی توضیح داده باشم که خدای نکرده یه وقت نخوای بفهمی !
    دوما ، من دقیقا از همون تعبیری که خودت تو نوشتت استفاده کرده بودی ، استفاده کردم و گفتم شاید بهتر بفهمی و مشکلی باهاش نداشته باشی ، قبول دارم که این اشتباهه که بگیم خدا یکی رو بیشتر دوست داره و ناقض عدالت خدا ، ولی چون در عوام جا افتاده و دیدم تو مطلب تو هم هست خواستم اینطور بگم ، دقیقتر بخوام بگم من فکر میکنم این دنیا شبیه ی میدون بزرگ بازیه ، اونهم بازیهای سخت ، یه سری موانع و بازیها توش طراحی شده و قرار گرفته و دروازه ورود به زندگی اصلیه ، هر کس بر حسب حد فهم و شعور و درک و توانایی روحیش موانعی رو انتخاب میکنه و سعی میکنه از روش رد شه ، اگه تونست رد شه میتونه به یه مرحله بالاتر برسه ، و ثابت کنه که حق داشتن چیزهای بهتری رو داره ، دقیقا مثل یه کوه که تعداد زیادی پستی و بلندی داره و از هر بلندی که رد شی ، کمی بالاتر میری و احساس بهتری بهت دست میده و آمادگی پیدا میکنی برای رد شدن از بلندی بعدی که البته مرتفع تر هست و لذت رسیدن به بالاش هم بیشتر ، تا به قله نهایی برسی و لذت اصلی رو بچشی باید از تمام سختیهای مسیر عبور کنی ، اگه وسط راه کم بیاری و خسته شی دیگه نمیتونی لذت نهایی رو بچشی ف همینه که میگم هر کس به حد تواناییش از این موهبت برای بهتر شدن استفاده میکنه ، از نظر من وقتی انسانها آفریده میشن بهشون ابزاری داده میشه ، به یکی هوش ، به یکی خلاقیت ، به یکی قدرت ، به یکی زیبایی ، به یکی هنر و … داده میشه ، درسته ابزارها شبیه هم نیست ، ولی به عدالت بینشون تقسیم میشه ، مثلا یکی که دست و پا نداره ،ولی شاید هوش خیلی زیادی داشته باشه ، طوری که اگه بخواد ازش استفاده کنه کاملا نقص ظاهریش رو مرتفع میکنه ، باید دیده باشی کسانی رو که با وجود نقص در جسم کارهای خیلی خیلی بزرگی انجام میدن که از هر کسی بر نمیاد ، به همه هم اختیار داده میشه و اراده که خودشون مسیر خودشون رو انتخاب کنن ، بهشون هم گفته میشه که سعی کنید از این فرصت و ابزار و اختیاری که در اختیار دارید بهترین استفاده رو بکنید تا نشون بدید چقدر محق داشتن بهترین ها هستید و به قول معروف چند مرده حلاجید ، یکی خودش رو آماده نمیکنه و با گام برنداشتن تو مسیر درست کاری میکنه که حتی به نزدیکی میدون مسابقه هم نمیرسه و از تو باقالیا سر درمیاره ! خوب نمیتونیم بگیم خدا اینو کمتر دوست داشته که امتحانش هم حتی نکرده ، چون امکاناتش مثل بقیه بود و اختیار داشت و خودش راهش رو طوری انتخاب کرد که حتی مورد امتحان هم قرار نگیره ، کسی که به طرف یه شوره زار خشک قدم میزنه و بهش هم میگن که آخرش کجاست و خودش انتخاب میکنه و میره ، دیگه نمیتونه شاکی باشه از اینکه چرا رفت طرف بیابون وبه کوه نرسید تا سعی کنه و ازش بره بالا ! چون بهش گفته بودن این راه طرف بیابون میره و خودش انتخاب کرده تا در مسیری قدم برداره که از خودش و خدا بخواد دور شه ، هر کس بخواد میتونه بیاد در مسیر مسابقه قرار بگیره ولی باید بخواد و خسته نشه ،
    راجع به مشکل سوم از نظر من همه چیز رو خدا آفریده و نظم خاصی بین هر علت و معلولی برقرار کرده ، هر اتفاقی که میفته هر جا از نظر من میشه به خدا نسبت داد ، چون خودش همه چیز رو بنا کرده و خودش قوانین رو وضع کرده و خودش به انسان اختیار داده ، اراده خدا بر اختیار انسانه ، و راه رو هم بهش نشون داده تا خودش تصمیم بگیره و انتخاب کنه ، چون خدا مظهر مهربونی کامله ، این فرصت رو در اختیار ما قرار داده و این کوه رو گذاشته تا بتونیم ازش بریم بالا و به قله برسیم ، شاید بپرسی مگه مرض داشته که مارو گذاشته پایین کوه ؟ خوب خدا که زورش زیاده ! همه رو میبرد میذاشت رو قله نه خودش انقدر دردسر میکشید نه ما ! ولی از نظر من این قله رو گذاشته تا هر کسی تونست و خودش رو شناخت و از ابزارش استفاده کرد بیاد بالا لذت ببره و صفا کنه ، بالاخره آدما با آدما فرق دارن و تو همین دنیا هم قبول داری هر کسی حق داشتن هر چیزی رو موقعی داره که لیاقتش رو ثابت کنه ، اما من فکرکنم مشکل سوم شما از اونجایی آب میخوره که سوالات اساسی رو در زندگیت جواب ندادی و میخوای بری سراغ نقش بند ایوان ! سوالات مهمی مثل اینکه خدا کیه ؟ اصلا خدا وجود داره ؟ ، خدا ما رو آفریده تا زندگی کنیم یا اینکه موقع افرینش گل بازی کرده و الان هم داره از اون بالا با مهره هاش که آدما باشن شطرنج بازی میکنه ؟ اصلا خدا عاقل و باشعوره ؟ و اگر هست بیکار بوده که این همه آدم رو فرستاده تا تو هم بلولن و بزنن تو سر و کله همدیگه ؟ اصلا خدا ما رو آفریده ؟ اصلا ما از کجا اومدیم و به کجا میریم ؟ زندگی جاویدان یعنی چی ؟ اینکه میگن 70 یا 80 سال زندگی این دنیا در مقابل دنیای جاویدان صفره یعنی چی ؟ اصلا دنیای دیگه ای هست ؟ با مردن همه چیز تموم میشه یا نمیشه ؟ ممکنه خیلی راحت خودت رو گول بزنی و به شعار یکی از مکاتب ساخته دست بشر که برای فرار کردن از پاسخ دادن به این سوالها طراحی شده ، خودت رو راحت کنی ولی مطمئن باش تا جواب کامل و واضح و دقیق و البته درستی برای این سوالا پیدا نکنی همیشه تا اخر عمر تو یه برزخ و سردرگمی زندگی میکنی ، من خودم هم جواب خیلیهاشون رو پیدا نکردم ولی تمام هم و غمم اینه که بتونم به جواب برسم ، و البته جواب من فقط به درد خودم میخوره و جواب تو فقط به درد خودت ، چون این سوالها تاثیر سرنوشت ساز دارن ، باید به جوابی برسی که مربوط به خودت باشه ، شاید جوابی که تو بهش میرسی با جواب همه دنیا فرق داشته باشه ، ولی مهم اینه که خودت به حرفی که میزنی ایمان و اعتقاد راسخ داشته باشی و بهش واقعا رسیده باشی و این رو هم بدونی که هر کاری که انجام میدی و هر جوابی که پیدا میکنی میتونه سعادت یا برعکس شقاوت رو برات به همراه داشته باشه ، خودتی که تصمیم میگیری خوشبخت باشی یا بدبخت ، میبینی چه باحاله ؟ 😀
    موفق باشی دوست عزیز و بابت زیاده گویی شرمنده ، فکر نمیکنم دیگه وقت کنم انقد وراجی کنم ، امروز هم سرکار نبودم و وقت داشتم ، به هر حال امیدوارم جوابهات بتونن سعادت رو برات به ارمغان بیارن

  7. mychamber Says:

    کم گویی و گزیده چون در!!! پی نوشتت هم سیخ زده به هدف

  8. من Says:

    حالت خوبه ؟
    این خذعبلات چیه به خورد مردم می دی ؟
    ببینم جوجه فوکولی … این حرفا از روی عقده اس یا کفر ؟
    مثلا می خوای بگی منم هستم ؟؟؟
    عزیز من هرچی داد بزنی امثال تو رو گاو هم حساب نمی کنن …
    فوقش در وبلاگت رو گل ( به کسر گاف ) می گیرن … بله

  9. فاطمه Says:

    دمت گرم. اي ول
    من هم هميشه ميگم خيلي عقده اي است اين خدا. هي از خودش لوس بازي در مي آره.
    بعضي موقع ها هم البته ميگم دست خودش نيست. يكي يكدونه عالمه. زرت زرت از خودش قهر ميچسونه. البته ببخشيد از اين الفاظ استفاده ميكنم. ولي راست ميگم ديگه. به خودش هم گفتم. اوووووووووووووووههههههههههههههههههههههههههه حالا ننه بزرگي بوده يه پاره سيب بهشتشون خورده اند. قهر و چس و گوز و لج و لجبازي و تبعيد و بريد رو زمين و به درك و كوفت و زهرمار
    خوب راست ميگي ديگه. لابد ساديس… نميدونم چي چي داره ديگه

  10. مغز فندقی Says:

    تف!

  11. بهاره Says:

    ممکنه از نظر یک بچه داروی تلخی که دکتر تجویز کرده چیز ناخوشایند و آزار دهنده ای باشد. حالا آیا تلخ بودن دارو دلیل بر سادیسمی بودن آن دکتر می شود؟
    آیا این که هرکس به نزد دکتر برود دارو می گیرد بد چیزی است و بهتر بود اگر دکتر دارویمان نمی داد؟

  12. علی Says:

    جام بلا منظورش امتحانه فدا بشم نه عذاب …..

    امتحان کردن هم تو ذات همه ما هم هست که به بهترین برسیم…

    با این کار خدا میخواد بنده های خوب خودشو بشناسه…

    بله

  13. علی Says:

    من از نویسنده مطلب تشکر میکنم…

    نه برای اینکه بد حرف زده یا خوب …

    صرفا جهت اینکه مارو به فکر کردن وا میداره…

    بازم ممنون

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: