قافیه!

ما بدبخت قافیه ها شدیم از وقتی که برای جور شدن وزن و آهنگ شعرمان

بلندی موی معشوقه مان را به شب یلدا رنگ چشمانش را به رنگ عسل

و طمع لبانش را شیرین همچون نقل ونبات و  قامتش را همچون سرو

 تشبیه نمودیم.غافل از آنکه معشوقه مان هیچکدام از اینها را نداشت.

Advertisements

11 پاسخ to “قافیه!”

  1. mychamber Says:

    پس چرا معشوقه‌ات/اش شد/شدی؟

  2. tookaa Says:

    بدبخت قافیه ها نشین …. زوری که نیست ..
    اصلا معشوقتون رو عوض کنید ، چه اجباری آخه ..؟؟!!

  3. سالومه شایگان Says:

    مگه لبانش چه طعمي ميداد ؟!

  4. DESERTER Says:

    آخی…بمیرم واست !

  5. تراموا Says:

    لش و لوش بود معشوقه‌ت؟

  6. رها Says:

    خوب یا قافیه شعرهات رو واقعی کن
    یا معشوقه ای پیدا کن که به قافیه هات بخوره …

  7. محسن Says:

    برای بعضی از نوشته ها اصلا نباید نظر داد کاش کامنت های این پست را غیر فعال کرده بودی.

  8. پلنگ صورتی Says:

    بسیار زیبا… بامداد (احمد شاملو) هم شعر بسیار زیبا و کوبنده ای در این مورد داره (موضوع شعر شاعر دیروز/از زندگی نبود/در آسمان خشک خیالش او/جز با شراب و یار نمی کرد گفتگو…) موافقم که کلیشه ها در شعر کهن ما بسیار زیاد هستند… ولی امان از آن طعم لبان یار!

  9. شبستان Says:

    مشکل دوستی های اینترنتی همینه دیگه!

  10. باکره Says:

    شاید کورتر از دیدنشانیم.نه؟

  11. باکره Says:

    راستی اگه بهم لینک بدی شاید منم دادم(خنده)

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: