حکایت آن گربه که دستش به گوشت نمی رسید

یارو انقده عکس خودشو تو پارتی های مختلف تو لس آنجلس رو

تو فیس بوک گذاشته،که آدم واقعا فکر می کنه این یارو هیچ کاری

غیر از به قول خودش پارتی کردن نداره.ما هم که اینجا دهنمون حسابی

آب افتاده از داف های توی عکس،شروع می کنیم به بد وبیراه گفتن ازش.

Advertisements

4 پاسخ to “حکایت آن گربه که دستش به گوشت نمی رسید”

  1. حاجی دموکراتیوس پیسکولوسکی Says:

    حاجی جون ،
    همه جای دنیا در و داف هست ! بلکه گاهی الان که فکرش رو میکنم ، ایران داف هاش راحتتر بودند

  2. سرطان روح Says:

    بعد از مدتها سلام
    آدرسم عوض شده وبلاگ قبلیم فیلتر شد الان اینجا مینویسم. گمت کرده بودم.

  3. مجتبی Says:

    بهت تبریک میگم.کلا خوب بلدی از نوشته های بقیه کپی کنی به نام خودت.(البته میتونین بگین بقیه از شما کپی کردن)

  4. سارا Says:

    چه عجب

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: