Real EState!!!
می 14, 2008 by myminimalsیکی به من بگه،این رضازاده که فارسی رو هم،به زور
حرف میزنه،چطور متن قرار داد املاک رابینسون دبی
رو که به انگلیسی نوشته شده،اینجور با دقت میخونه؟؟؟
+یک از اون گوشه ها داد زد شاید اینم از کرامت حضرت ابوالفضله.
یکی به من بگه،این رضازاده که فارسی رو هم،به زور
حرف میزنه،چطور متن قرار داد املاک رابینسون دبی
رو که به انگلیسی نوشته شده،اینجور با دقت میخونه؟؟؟
+یک از اون گوشه ها داد زد شاید اینم از کرامت حضرت ابوالفضله.
-عزیزم میشه بیشتر با هم در تماس باشیم؟؟؟
-یعنی انقد زودی دلت واسم تنگ میشه؟؟؟
-نه.ایرانسل گفته هرچی کارکرد خطت بیشتر باشه،احتمال اینکه
هواپیما دو نفره رو ببری بیشتره(یا نمیدونم یه همچین چیزائی).
ج.ن.ده بود
و از اهالی امروز بود
و با همه کله گنده های شهر خوابیده بود…
“خوشحالم اعلام کنم که،به حول و قوه الهی و همت دانشمندان جوان ایرانی،
در سال نوآوری و شکوفائی ،جوانان ما موفق به اختراع!!وب 14(به نیت 14 معصوم)
شدند.”
متن سخنرانی دکتر احمدی نژاد در جمع محققین و متخصصین صنعت IT
کشور !!!
+یکی از اون گوشه ها داد زد که آقا کدوم صنعت IT؟؟؟!!!
+یکی دیگه داد زد که آقا کدوم محققین و متخصصین؟؟؟؟
در سرزمین “نما” ها،
دانشجویش، دانشجو نما
تماشاچی مسابقات ورزشی اش، تماشاگر نما
روشنفکرش،روشنفکر نما
سیاست مدارش،سیاست مدار نما!!
حاجی ها و ریش سفیدانش،ریش سفید نما
وخلاصه همه ،همه چیز نما هستند غیر از آنچیزی که باید بنمایانند!!!
هیچ کس نپرسید چرا همه در پس عنوانشان،یک “نما” دارند،
و چه کس یا چه چیزی ما را “نما“دار کرد؟؟؟
اگه یه روز اندی یه موزیک ویدئو زد که توش پر از دختر نبود
اگه یه روز احمدی نژاد چرت و پرت نگفت
اگه یه روز کامران نجف زاده واسه 20:30 گزارش های آبکی تهیه نکرد
اگه یه روز فاطمه رجبی دیگه به زمین و زمان بد وبیراه نگفت
اگه یه روز صدا وسیما درباره معضلات آمریکا در عراق خبرسازی نکرد
مطمئنا اون روز کسل کننده ای خواهد بود.
با خوندن صحبت های سرداراحمدی مقدم در دفاع از حیثیت!!؟؟ سردار زارعی
کاملا به این نتیجه رسیدم که …..
باور کن به هیچ نتیجه ای نرسیدم.
+شنیده ها حاکی از این است که این سردار محترم شب گذشته در زندان خودکشی کرده است.
1سال پیش آنها به آبهای ما تجاوزکردند!
1سال پیش ما آنها را با شجاعت و درایت تمام اسیرکردیم.
1سال پیش آنها خود را از ترس خیس کرده بودند.
1سال پیش آنها برای آزادی خود گریه والتماس میکردند.
وبلاخره 1سال پیش آنها را بعد از چندین روز اسارت با
1دست کت شلوار هاکوپیان(شاید هم ایکات) راهی خانه هایشان کردیم.
باور ندارید.اصل خبر را بخوانید.
امروز همش احساس میکردم که بیخودی شادم،پرانرژیم.یه جور حس
مثه وقتی که یه اتفاق خوبی ناخواسته میفته.احساس میکردم امروز
با بقیه روزا فرق داره.ظهری که اومدم خونه و مجری اخبار بعد از
سلام و صلوات بر محمد و آل محمد،روز ملی فناوری هسته ای
رو به امت شهید پرور و همیشه در صحنه تبریک گفت گفتم
ای ول به این حس ناسیونالیستی ما که ناخودآگاه بدون اطلاع قبلی
وارد عمل میشه.